ای برگ لرزان در مسیر باد
میدانم از این شاخهها دل کندن آسان نیست
اما تماشا کن
تاراج بی رحمانهٔ باد خزانی را
دنیا به کام تو نخواهد گشت
باید که دل برکند
ای برگ لرزان،
قلب سرگردان!
شور خزان،
نارنجی سوزان!
دیوانه جان!
آخر تو هم
بر باد خواهی رفت
ای نغمه خوان بی ترانه
سینه سرخ کوچک بی آشیانه
یک شب تو هم از یاد خواهی رفت
از این جهان تلخِ بی لبخند
بار سفر بربند
ای برگ لرزان مردد
ای دل بی کس
رنجیده از دمسردی دنیا
دلخسته از بیمهری و جور کس و ناکس
تن ده به تاراج خزان این بار
همراه شو با باد پاییزی
تسلیم باش ای برگ
پرواز کن تا مرگ