مثل یه نفس نزدیکی به من
با تو همچی آرومه بخند
مث دو پرنده آزاد و رها
دور از همه کس آسوده ز غم
بی تو که دمی راحت نشوم
با تو سر سوزن من بد نشوم
خواهان تو باشم در هر دو جهان
پیوسته ب دور تو بی تو نتوان
هر جا که روم نامت به زبان
عاشق شده این دل آرامش جان
در وصف نگنجد عشق تو به دل
محرم تو بدان مرا از خود تو نران
ای دلبر ناب بر من تو بتاب
همچون مه تابان دریک شب تار
سرگرم بیادت درگیر توام
هرگز نشود عشقم نسبت به تو کم