
وسط این همه بلا وسط این درد و غما
وسط این آدم بدا دووم بیار زنده بمون
پر کشیدن خوب با همه بد دلگیر اوضاع ولی
تو این شب طوفان زده دووم بیار قصه بگو
بگو از روزای خوب بگو از اون چیزایی که تو دلت موند بگو
من نمیخوام آخرش اینجوری تموم شه سخته ولی شده حتی به زور بگو
چرا چون تو خونه همه جا ساحلم هیچ جایی نی
به خودت میای میبینی هزار دفعه باریدی
یه خیس چشات یه خون دلت
پس زنده بمون که غیر زندگی دیگه راهی نیس
وسط این همه بلا وسط این درد و غما
وسط این آدم بدا دووم بیار زنده بمون
پر کشیدن خوب با همه بد دلگیر اوضاع ولی
تو این شب طوفان زده دووم بیار قصه بگو
من مثل خودتم بد تنگه دلم واسه حسای خوبت توی خونمون
واسه اون روزایی که جا غم برف میبارید هی بارون میبارید تو کوچمون
سفت بگیر دستمو کم نیاری ها هیچ جور ازم دور نمون
ته هر شب سیاهی صبح سفید نزدیکه اون روزو دور ندون
وسط این همه بلا وسط این درد و غما
وسط این آدم بدا دووم بیار زنده بمون
پر کشیدن خوب با همه بد دلگیر اوضاع ولی
تو این شب طوفان زده دووم بیار قصه بگو