پیرهن سبز

پیرهن سبز


۲۰۲۶ / Arash Farokhzad - Pirhane Sabz

امتیاز کاربران: هنوز امتیازی ثبت نشده

امشب آن حسرت دیرینه من در بر او به سر می‌آید در فرو بند و بگو خانه تهی‌ست زین سپس هر که به در می‌آید آه ای دخترک خدمتکار گل بزن بر سر و بر سینه من تا که حیران شود از جلوه گل امشب آن عاشق دیرینه من گفتم به خود آنگه صد افسوس که او نیست  تا مات شود زین همه افسونگری و ناز چون پیرهن سبز ببیند به تن من  با خنده بگوید که چه زیبا شده‌ای باز  با خنده بگوید که چه زیبا شده‌ای باز شانه کو تا که سر و زلفم را درهم و وحشی و زیبا سازم باید از تازه‌گی و نرمی و لطف گونه را چون گل رویا سازم چه بپوشم که چو از راه آید عطشش مفرط و افسون گردد چه‌بگویم که ز سحر سخنم دل به‌من بازد و افسون گردد ماه اگر خواست پس پنجره‌ها بیندش در بر او مست‌و پریش آنچنان خنده‌کنم کو ز حسد جلوه ابر کشدبر رخ خویش سرمه کو تا که چو بر دیده کشم راز و نازی به نگاهم بخشد بایداز‌این عشق‌که در دل‌دارم جلوه‌بر چشم سیاهم‌بخشد آه گویی ز پس پنجره‌ها بانگ آهسته پا می‌آید ای وای اوست که آرام و خموش به سوی منزل ما می‌آید امشب آن حسرت دیرینه من در بر او به سر می‌آید درفروبستم وگفتم خانه‌تهی‌ست به‌آ‌ن کسی‌که پشت در می‌آمد
امتیاز کاربران: هنوز امتیازی ثبت نشده
خواننده: آرش فرخزاد
تاریخ انتشار: ۱۰ آبان ۱۴۰۵

نظرات

نظرات

در حال بارگذاری…