
ای که دیر آمده ای، زود هم که می روی
بی سلام آمدی و بی بِدرود هم که می روی
روزگاری آمدی، با کوله بار غصه ها
زخم هایت خوب شد، خشنود هم که می روی
می روی تو، بعد تو، زیر باران غم پناه من کیست
می روی تو، بعد تو، چشم هیچ عاشقی، به راه من نیست
گفته بودی، تا اَبد من وفادار به عشق تو هستم
داده ام من، قلب خود را به یک بی وفا، گناه من چیست؟
ابتدای راه عشق، جا زدی و خسته ای
من به پایت ماندم و تو پیمان خود شکسته ای
وا نکرده ام هنوز، من چمدان عشق را
تو رفیق نیمه راه، بار سفر رو بسته ای
می روی تو، بعد تو، زیر باران غم پناه من کیست
می روی تو، بعد تو، چشم هیچ عاشقی، به راه من نیست
گفته بودی، تا اَبد من وفادار به عشق تو هستم
داده ام من، قلب خود را به یک بی وفا، گناه من چیست