چه بارون قشنگی بی حضورت داره میباره
خیابون خیس بارونه قدمهامونو کم داره
منو اشک و خیال تو میمونیم تا ته بارون
تا بارون هست و این بارون به باریدن گرفتاره
حضورت روشنی بخش دل من
صفای باطن و آب و گل من
تو رو دارم چه کم دارم عزیزم
نمیخام بیتو باشه خاطر من
از عشق من به هر سو در شهر گفتگوییست
من عاشق تو هستم این گفتگو نداره