دست سرد و بغض مرد و نیمکت خالی
تلخ و غمگین دلخور از این عشق پوشالی
اضطراب و قرص خواب و بغض و دلتنگی
زندگیمو بر زدی تو بی هماهنگی
دلم از عشقی میسوزه که به پای تو هدر شد
دلم میسوزه واسه قلبی که تو رفتی و در به در شد
دنیارو سوزوندم اما خاطره هات نمیسوزه
هنوزم فکرم پر از تصویر اتفاقات اون روزه
داغ اون روز هنوز روی قلبم تازست
کاش میشد تموم جاده های دنیارو بست
کاش تورو از این جدایی منصرف میکردم
کاش بهم میگفتی که یه روزی برمیگردم