
یه عالمه فاصله،
یه صفحه گوشی بینمون
عشق من
پشتِ نور سرد
همه میگن دیونه شدی،
عشقا این جوری چیه
تا نبینی زخم من،
حرف حسابت چیه
هر شب میشینم رو صفحه
، تو رو چک میکنم
مثل یه مجنون ،
تا آخر شب میمونم …
بیدارم ،تا بگم صبح بخیر
وقتی که تو میگی شب بخیر
حس میکنم زندم
وقتی میزنی زنگ
میدی به زندگیم رنگ
برنامه میریزیم واسه تعطیلات
گپ میزنیم واسه تفریحات
دلم میخواد همینجا باشی کنارم
بغلم کنی، نه از پشت گوشی...
فاصله ها میخوان دوتامونو بسوزونن
ولی دل من برات میزنه
همه میگن ولش کن، بذار بره
روش حساب میکنم،
چون عشقمونسَره...
بعضی شبا بغضم میگیره، وقتی نِت قطه
تصویرت فریز ،میشه، صدات میپره
دلم میلرزه،میمونم تو تاریکی، منتظر یه علامت
که بفهمم تووو خوبی،...
مغزم میزنه تیر
دستم میزنه تیک
توی اون شهر حِسادت میکنم
به هرکی پیشته
بگو با منی حتی اگه کسی بیخِ ریشته
فاصله ها میخوان دوتامونو بسوزونن
ولی دل من برات میزنه
همه میگن ولش کن، بذار بره
روش حساب میکنم، چون عشقمون سَره
یه روزی میرسه، دیگه نبینمت از پشتِ صفحه
این روزای سخت، میشه یه خاطرهی قشنگ
دستاتو میگیرم، بدون فاصله
کنارم هستی ،عشقمون شده پُر رنگ
آره...
فاصلهها باختن...