پلنم این نبود بشه زیر چشام کبود پلنم این نبود
پلنم این نبود که خوشم بیاد از دور پلنم این نبود
نه پلنم این نبود دیگه ندونم چی میخوام که بشکننم از تو
که بزننم از بیخ ببرنم از رو تونستم ببرم از رو
زندگی میکنم با یه کارت زرد و اهمیتی نداره اخراج دیگه
ساعتا میگذرن مثل برقو نه خوشحالم نه بی حس نه چشمام خیسه چرا
واسم حتی دیگه پارسال قدیمه شده دیگه هرچی آشناس غریبه
فقط میخواستم یه جوونی عادی آخه کجای این خواسته هام عجیبه