
تنها تماشا کردنت
کافی نبوده هیچ وقت
من باید از کامت بنوشم
آغوش پر مهر تو را
باید برای تا ابد
مانند تنپوشم بپوشم
از مال دنیا ماه من
تنها به عشقت قانعم
همواره از آن منی تو
من طعم لب های تو را
با بوسه هایم میچشم
گویی که در جان منی تو
ماه شب تارم تویی
معشوقه و یارم تویی
مضمون اشعارم تویی تو
مجنون و بیمارت منم
آن عاشق زارت منم
تسکین افکارم تویی تو
من ماهی دریای چشمان توام
تو راهی اعماق این دل میشوی
من عاشق چشمت شدم چشم مرا
گاهی نگاهی کن که غافل میشوی
در خانه ی تنهاییم در گوشه ای
تنهایم و تنها تو داخل میشوی
مهتاب هم یک سایه از روی تو بود
این وصف را تنها تو شامل میشوی
ماه شب تارم تویی
معشوقه و یارم تویی
مضمون اشعارم تویی تو
مجنون و بیمارت منم
آن عاشق زارت منم
تسکین افکارم تویی تو